loading...

وبلاگ نمایندگی نیک آباد

بازدید : 166
پنجشنبه 23 مهر 1399 زمان : 15:39

به نام آنکه عشق را آفرید


امواج کنگره امواجی هست الهی

گفت و گویی دوستانه با ایجنت محترم همسفران خانم مریم به مناسبت هفته ایجنت و مرزبان

خانم مریم در این گفت و گو اشاره کردند ؛ ما همیشه می‌گوییم که در کنگره باید دلمان را از کینه و نفرت خالی کنیم تا بتوانیم چیزهای دیگر را جایگزین کنیم مثل عشق ، محبت ، ما در کنگره جایگزین کردن را یاد می‌گیریم. این که بتوانیم آن حس‌های منفی را از درون خودمان بزداییم و حس‌های مثبت را جایگزین‌ کنیم تا به ارتقاء میرسیم.

تشکر می‌کنم از اینکه وقتتان را در اختیار من گذاشته‌اید و هفته ایجنت را به شما بزرگوار تبریک عرض می‌کنم و خداقوت دارم خدمت شما چرا که به عقیده من شما دستان خداوند بر روی زمین هستید.

لطفا خودتان را به رسم کنگره معرفی کنید.

سلام دوستان مریم هستم همسفر مرتضی. با ۱۳ سال تخریب وارد کنگره شدیم آخرین آنتی ایکس مصرفی مسافرم شیشه و شیره بود ۱۳ ماه سفر کردیم با راهنمایی آقای حسن طاووسی و روش DST و داروی شربت تریاک و راهنمایی فعلی خودم در حال حاضر خانم آنی بزرگوار هستند و مدت رهایی ۵ سال و۷ ماه؛ رشته ورزشی والیبال.

چه جایگاه خدمتی را در کنگره تجربه کرده اید و آیا فکر می‌کردید روزی در این جایگاه قرار بگیرید؟

باید خداوند را شاکر باشم که مسیر کنگره برایم باز شد و توانستم در کنگره قرار بگیرم و آموزش بگیرم، از بدو ورودم سعی کردم که هر جایی از دستم بر می‌آید خدمت بگیرم و آن را انجام دهم، از جابه جا کردن صندلی‌ها، جارو کردن، چون واقعاً به من انرژی می‌داد و خیلی حال خوبی پیدا می‌کردم. میکروفن گردانی، مهمانداری، دبیری، نگهبانی، نشریات، راهنمایی تازه واردین، در سایت خدمت کردم، مدتی مصاحبه انجام میدادم و خدا را شکر در آزمون کمک راهنمایی قبول شدم و خداوند توفیق قرار گرفتن در جایگاه ایجنتی را به من داد و بابت همه این خدمت‌هایی که توفیق پیدا کردم و انجام دادم خداوند را سپاسگزارم قطعا می‌توانم بگویم خدمت به خودم بوده و اینکه بخواهم به حال درونی خودم کمک کنم و هرگز فکر نمی‌کنم برای کسی کاری انجام داده باشم در مورد اینکه آیا فکر میکردم در این جایگاه ( ایجنت) خدمت کنم باید بگویم هرگز فکر نمی‌کردم ولی هر زمانی پیام سفر دوم خوانده میشد حس عجیبی داشتم و آرزو داشتم در جایگاه مرزبانی قرار بگیرم تا بتوانم زمانی که اسیستانت در شعبه نیستند و مرزبان کشیک هستم پیام سفر دوم را بخوانم.

از شما خواهش می‌کنم برای ما بگویید که ایجنت یعنی چه و وظایفش چیست؟

فکر میکنم به معنی مدیریت باشد و وظایف ایجنت در کنگره هم مدیریت بر کارهای شعبه ومرزبانان است البته ایجنت فقط نظارت میکند و هیچ کار اجرایی نباید انجام دهد تا مرزبانان بتوانند خدمت خود را انجام دهند و آموزش بگیرند.

مبنای ضرورت این جایگاه (ایجنت قسمت همسفران)در کنگره چیست؟

مبنای ضرورت این جایگاه در کنگره؛ حفظ حرمتها و قوانین گنگره 60 و رعایت آنها ست و البته اگر ایجنت نباشد اگر مسئولین، کمک راهنمایان یا مرزبانان مشکلی برایشان پیش آمد باید مستقیماً با دیده‌بانان مربوط صحبت کنند حال در نظر داشته باشید که ۵۰ تا ۶۰ تا شعبه وجود دارد در هر شعبه‌ای چندین مرزبان و کمک راهنما خدمت می‌کنند اگر قرار بود تمام این افراد خدمتگزار با دیده‌بانان در ارتباط باشند واقعاً کار سخت می‌شد و اینطور دیده‌بانان فرصت اینکه جواب تک تک مرزبانان و کمک راهنمایان را که برایشان مشکلی پیش آمد را بدهند را نداشتند و این رابط همان ایجنت اینگونه جایگزاری شده که حکم یک رابط را داشته باشد و بهتر و سریعتر کارهای انظباطی شعبه انجام گیرد و باید یک نفر برای اینکه همیشه در ارتباط با تهران باشد تا تمامی‌برنامه‌های شعبه به روز باشد.

با توجه به تجربه تان آن چیزی که طی این سالها در بین تمام خدمت‌ها برایتان مشترک بود چیست؟

برای این سؤال می‌توانم بگویم که یک چیزی که در تمام خدمت‌ها برایم مشترک بوده اول حس خوب و انرژی نابی که به دنبا لش بودم را پیدا کردم و دوم مسئولیتی بود که واقعاً باید آن را می‌پذیرفتم در جایگاه کمک راهنمایی یک نوع مسئولیت است و در هر جایگاهی در کنگره فرد باید خدمت بکند و جوابگو باشد به نظر من خدمت‌ها در کنگره یک جور هستند آن کسی که تی می‌کشد با آن کسی که ایجنت هست، دارند یک جور انرژی می‌گیرند، دارند یک جور خدمت می‌کنند هدف یکی است اما فقط مسئولیتش متفاوت است هر چند جایگاه بالاتر باشد مسئولیت بیشتر می‌شود و باید جوابگو باشیم.

به نظرتان یک همسفر چگونه در دست امواج کنگره ارتقا پیدا می‌کند؟

امواج کنگره امواجی هست الهی یعنی موجی که در کنگره هست حسی که درکنگره هست، حسی است که فکر می‌کنم ناب ترین حس‌ها باشد یعنی انقدر پاک و انقدر صیقلی است که به روح و روان هر انسانی می‌نشیند منتها بعضی از افراد در سیاهی‌ها و ضد ارزش‌ها غوطه‌ور هستند که نمی توانند بپذیرند یعنی درونشان پذیرای این امواج الهی نیست ما همیشه می‌گوییم که در کنگره باید دلمان را از کینه و نفرت خالی کنیم تا بتوانیم چیزهای دیگری را جایگزین کنیم مثل عشق، محبت، ما در کنگره جایگزین کردن را یاد می‌گیریم. این که بتوانیم حس‌های منفی را از درون خودمان بزداییم و حس‌های مثبت را جایگزین‌ کنیم به ارتقاء می‌رسیم اینکه یک فردی می‌آید در کنگره و اینقدر عاشق کنگره می‌شود که حاضر است از جان و مالش و از زندگی‌اش بزند و‌ بیاید کنگره و برود، بواسطه نوری است که دیدند و پذیرفتند و من فکر می‌کنم که هر تازه واردی که وارد کنگره می‌شود این جرقه را از ابتدا می‌بیند اما بعضی وقتها نیروی باز دارنده در یک فرد قوی ت است ، و متاسفانه آن نور را نمپذیرد.شاید بیایند رهایی هم بگیرند ولی می‌روند و همه چیز را فراموش می‌کنند چون نتوانستند نور را جایگزین تاریکی درونشان کنند. ولی خوشا به حال آن افرادی که این جرقه را دیدند و رهایش نکردند و در مسیر رسیدن به منبع نور به آنچه مد نظرشان بود رسیدند. در کنگره افراد‌ی هستند مثل خانم مرجان عزیز که من واقعاً دوستشان دارم و از همین جا دستشان را می‌بوسم خیلی آموزش‌ها به من دادند مدتی که ایشان اسیسانت شعبه نیک آباد بودند درس خیلی زیادی به ما دادند من همیشه زندگی‌ام را مدیون ایشان هستم. افرادی مثل ایشان که منبع نور را یافتند و شاید بیشتر از12 سال است که عاشقانه خدمت می‌کنند و این هیچ چیز نمی‌تواند باشد جزء نور الهی که در کنگره هست و خوشا به حال آنهایی که دریافتش می‌کنند و پذیرای آن می‌شوند و برای رسیدن به هر هدفی که دارند در این راستا حرکت می‌کنند و مطمئناً به هدفشان می‌رسند و ارتقا پیدا می‌کنند.

لطفا از نقش خانواده تان در این مسیر برای ما بگویید؟

واقعاً من اگر بخواهم برای تمام اعضای کنگره و یا اصلاً برای تمام آدم‌هایی که در زندگی شان مشکلاتی دارند و یا حتی مشکلی هم نداشته باشند خانواده خیلی تأثیر گذار است تا یک فردی بتواند به یک جایی برسد حتی فرزندان هم برگرفته از همان خانواده هستند و باید خانواده در کنار هم باشند و محکم باشند و هدفشان یکی باشد تا بتوانند فرزندانشان را به یک جایی برسانند و موفق بشود در کنگره یک تازه وارد که وارد کنگره می‌شود چه همسفر باشد و چه مسافر باید به همدیگر کمک کنند آقای مهندس هم هدفشان برای این که قسمت همسفران را ایجاد کردند این بود که واقعاً بتوانند بال پروازی باشند برای مسافری که حالش خراب است و درگیر اعتیاد است و درگیر تاریکی هاست یک همسفر بیاید خودش آموزش بگیرد و بتواند دست مسافرش را بگیرد و و کمکش کند مسلماً وقتی همسفر می‌آید کنگره و قبول می‌کند که خودش هم یکسری مشکلات را دارد و یکسری تخریبها دارد و صدرصد هم همینطور هست آن موقع مسافر می‌شود بال پروازش، یعنی این دو بال پرواز هستند که همدیگر را کامل می‌کنند و نمی‌شود گفت که حالا اگر مسافر ناراضی باشد همسفر می‌تواند موفق باشد، اصلاً نمی‌شود من فکر می‌کنم که خانواده خیلی تأثیر گذار است من جا دارد همین جا از مسافرم خیلی تشکر کنم و از خانواده و فرزندان گلم که واقعاً حمایت کردند و مخالفت نکردند، همین که مخالفت نکنند خودش خیلی خوب است. اینکه درک می‌کنند و متوجه هستند که کنگره چه جایی است و من فکر می‌کنم با حرکت‌های خوبی که پدرشان داشته است و تأثیر خوبی که کنگره روی زندگی ما داشته است بچه‌ها هم واقعاً این را درک می‌کنند و کنگره را با تمام وجودشان می‌پذیرند و همکاری لازم را می‌کنند. چقدر خوب است که وقتی آدم می آید و در یک مسیر قرار می‌گیرد مسیری که لحظه به لحظه‌اش سرشار آموزش است بتوانیم این آموزش‌ها را دریافت کنیم و در خانواده مان آنها را اجرایی کنیم تا خانواده هم فیض ببرند از این آموزش‌ها فیض ببرند، اگر بخواهیم فقط بیاییم و برویم و هیچ آموزشی را نتوانیم عملی کنیم درون خودمان و یا در زندگی‌مان، این فقط وقت تلف کردن است پس من با عملکرد خودم کاری کردم که خانواده و همسرم هم یک لذت و استفاده‌ای ببرند. به نظر من، ما انسان‌ها اگر چیزی را دریافت نکنیم نمی‌توانیم چیزی را پرداخت کنیم. من خودم به شخصه در کنگره اینقدر دریافتی‌هایم زیاد بوده که تا هر قدر، تا آخر عمرم هم بخواهم در کنگره خدمت کنم اگر انشالله اجازه بدهند حتماً این کار را می‌کنم باز هم کم است. دریافتی‌هایم اینقدر زیاد بوده یعنی اینقدر تأثیرات کنگره در زندگی من زیاد بوده که اصلاً زبانم قاصر است از گفتنش، حتی فرزندانم هم همینطور ؛یعنی یک وقت‌هایی مسافرم میگوید که ۴ سال کمک راهنمایی‌ام که تمام شد لژیون را تحویل می‌دهم بچه‌ها واقعاً ناراحت می‌شوند و می‌گویند نه بابا تا می‌شود بروید و تا این اجازه را دارید شما بروید کنگره. این به نظر من تأثیرات مثبت کنگره ۶۰ و آموزش‌هایش هست که در زندگی ما ایجاد آرامش کرده و بچه‌ها هم همین را متوجه شدند و اگر خانواده‌ای خدایی نکرده مخالفت کند باید آن را در درون خودش جستجو کند که چه جایی کوتاهی کرده و یا چه جایی سوء استفاده کرده که متأسفانه خانواده مخالفت می‌کنند.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید؟

صحبت که زیاد هست من اگر بخواهم صحبت کنم واقعاً زمان زیادی می‌برد و این که در این مسیر از تمام کسانی که در لحظه لحظه ساختن این خاطره‌ها تاثیر گذار بودند تشکر می‌کنم، تشکر می‌کنم ابتدا از خانم مرجان عزیز که یک زمانی من با حال خیلی خیلی خرابی وارد شعبه کنگره ۶۰ اصفهان شدم آن زمان در کتابخانه بود و خانم مرجان همسفران را مشاوره می‌کردند یادم هست که اینقدر تعداد تازه واردین زیاد بود که فکر کنم ۲۰ یا ۳۰ نفری بودیم همه روی زمین نشسته بودیم و خانم مرجان ایستاده بودند و آن مطالبی را که نیاز بود به ما می‌گفتند من همان زمان اینقدر صحبت‌های خانم مرجان تأثیر گزار بود، که آن حس مثبت را از کنگره گرفتم یعنی دیگر مسافرم با هر روشی که می‌خواست درمان کند و یا با هر روشی که می‌خواست ترک کند من قبول نمی‌کردم و فقط کنگره مد نظرم بود و این که یک زمانی بتوانم در یک جایگاهی باشم که بتوانم افراد دیگر را راهنمایی کنم و مشاوره‌شان کنم. یعنی اینقدر خانم مرجان نقششان را زیبا و تأثیر گذار انجام دادند که من تازه وارد که اینقدر حالم خراب بود از هیچ جا خبر نداشتم و از روش کنگره هیچ اطلاعی نداشتم با اولین مشاوره چقدر روی من تأثیر گذار بودند و همیشه و همه وقت حتی من باید بگویم هرشب خانم مرجان و صحبت‌هاشان توی ذهن من مرور می‌شد و همین باعث می‌شد که من تشویق بشوم و هیچ وقت نا امید نباشم ما شاید ۷ سال بعد از آن زمانی که به کتابخانه رفتیم مسافرم تصمیم به درمان گرفتند اما من در این ۷ سال هیچ وقت نا امید نشدم همیشه امیدوار بودم که مسافرم یک روزی به کنگره ۶۰ می‌آید و درمان می‌شود و حتی کمک راهنما هم می‌شود حتی در سخت ترین لحظات زندگی ام که برایم پیش می‌آمد من همیشه آن روزنه امید را می‌دیدم و امیدوار بودم از خانم مرجان عزیز بی‌نهایت سپاس‌گزارم حتما دعوتشان می‌کنیم من دنبال یک فرصتی بودم که شعبه جدید ساخته بشود و خانم مرجان را برای اولین استادی دعوت کنیم که انشالله حتما این کار را می‌کنیم که اگر بپذیرند و بتوانند قدم بر چشم ما بگذارند و به شعبه نیک آباد بیایند. چون واقعاً در شعبه نیک آباد خیلی زحمت کشیدند. از ایشان تشکر می‌کنم و در ادامه از خانم سحر عزیز و خانم سهیلای عزیز که چند سال در شعبه نیک آباد خدمت می‌کردند و از خانم شهلای عزیز و همین جا از راهنمای سفر اولمان خانم طاهره عزیز تشکر می‌کنم بابت تمام زحمت‌هایی که برای ما کشیدند و با راهنمایی‌هاشان باعث شدند که من محکمتر بیایم کنگره و بخواهم که خدمتگذار باشم و همه اینها در حال خوبی که من امروز دارم و در آرامشی که در زندگی من بوجود آمد نقش داشت. از کمک راهنمایی مسافرم آقای طاووسی بی نهایت سپاس‌گزارم و از برادران رضوانی که باعث شدند که در نیک آباد کنگره ۶۰ بنا بشود و من به راحتی بیایم و بروم و آموزش بگیرم واقعاً از آنها تشکر می‌کنم و در پایان از آقای مهندس دژاکام و خانواده پر محبتشان که واقعاً خدمتگذارند در کنگره و با تمام وجودشان وقت می‌گذارند. امیدوارم بتوانیم با حرکتمان در کنگره و حرکت درست بتوانیم ذره‌ای از زحمات این عزیزان را جبران کنیم.

از کمک راهنمایان قسمت همسفران هم تشکر می‌کنم که همیشه همراه من بودند و همیشه من را همراهی کردند چه در آزمون کمک راهنمایی، دوستان هم لژیونی بودیم و همیشه مشوق من بودند و چه در جایگاه ایجنتی همیشه همراهی لازم را کردند. می‌خواهم از همین‌جا از همه آنها تشکر کنم و همینطور تبریک ویژه بگویم به مرزبانان شعبه چه قسمت مسافران و قسمت همسفران خانم زهرای عزیز که زحمات خیلی زیادی را کشیدند و همین طور خانم لیلای عزیز. در پایان از ایجنت شعبه تشکر می‌کنم که خیلی خیلی در این دو سه سالی که دارند خدمت می‌کنند واقعاً خدمتگذار عاشقی بودند من از ایشان خیلی چیزها یاد گرفتم و تشکر می‌کنم که تمام تلاششان را کردند که ما بتوانیم به ساختمان جدید برویم.

انشالله هر چه زودتر و زمان زیادی طول نمی‌کشد که به شعبه جدید می‌رویم و از ایشان خیلی خیلی تشکر میکنم و همینطور از شما عزیز که وقت گذاشتید و این مصاحبه را انجام دادید بی نهایت تشکر میکنم ...مچکرم

مصاحبه‌کننده: همسفر اکرم (لژیون سوم)

تایپ: همسفر سمیه (لزیون دوم)

#طنزسیاهنمایی. 102 شکاف طبقاتی!
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :